خلاصه قسمت 27سریال امپراتور دریا!

با سلام به دوستان عزيزم خلاصه قسمت بیست وهفتم امپراطور دریا را تقدیم میکنم.                                                        

گونگ بوك وافرادش براي اجازه گرفتن از فرماندار موجينجو براي لنگر گرفتن ومستقر شدن در موجينجو  ميروند ولي او با اين امر موافقت نميكند وسرانجام ميگويد كه اين قضيه را با فرماندار در ميان خواهد گذاشت.

                                                              

او اين موضوع را به بانو جمي ميگويد.از طرفي گونگ بوك بوسيله سون جانگ ميفهمد كه جانگ دال با بانو جمي ديدار كرده بنابر اين به اين نتيجه ميرسند كه بانو جمي و ارباب لي با هم متحد ميباشند.

                                                              

بانو جمي بوسيله افسر محافظانش خبر حضور گونگ بوك در موجينجو را به ارباب لي ميگويد آنها نيز با توجه به خطر گونگ بوك تصميم ميگيرند با حمله به دزدان دريایي ديگر گروه آنها را تحت كنترل خودشان در آورند وقويتر شوند به اين منظور سريع به جزيره بيسان حمله ميكنند.با كشتن رييس آنها افرادش از ترس جان به ارباب لي ميپيوندند.

                                                               

بانو جمي متوجه ميشود كه گروه بازرگاني او در امر تامين نمك مورد نيازش از گروهي ديگر شكست خورده است اين قضيه باعث ناراحتي بانو جمي ميشود  وقصد دارد بداند كه چه كسي اينكار را كرده اما بشنويد كه اينكار توسط گروه تجاري جانگ هوا صورت گرفته بود !

                                                               

در يانگزو چاريونگ تصميم ميگيرد براي روحيه دادن به افراد به موجينجو برود از طرفي يون نيز بخاطر دوري از گونگ بوك وحال مستي كه دارد يكي از افراد مافوقش را ميزند وبه اين خاطر از ارتش اخراج ميشود.

                                                               

لرد كيم ووجينگ نايب السلطنه سابق شاه براي ديدار از چانگي سرراهش از موجينجو ميگذرد واين باعث ميشود بانو جمي براي استفاده از اين فرصت به ديدار او برود پس از صحبتهايي چند لرد كيم به ديدار جانگ هوا كه از قبل او را ميشناخت ميرود.

                                                               

يون تصميم ميگيرد به نزد گونگ بوك برگردد وبه اين خاطر همراه چاريونگ به موجينجو ميروند.در جلسه اي گونگ بوك با شجاعت دستور ميدهد كه افراد در بندر پياده شوند ونيازي به اجازه آنها نيست.آشفتگي اوضاع باعث ميشود كه لرد كيم خودشان شخصا به ديدار اين گروه كه در بندر پياده شده بودند برود وگونگ بوك با نشان دادن علامت بردگي كه بر روي بازويش بود وحكايت از اسراي برده كه توسط دزدان دريايي دزديده ميشدند ميكرد سرانجام اجازه ميگيرد كه در موجينجو مستقر شود وبه دزدان حمله كند....

                               

خلاصه قسمت 25سریال امپراتور دریا!

دوستان سلام در اين روزهاي سرد وبرفي كه سرتاسر كشور جامه سفيد پوشيده آرزو ميكنم خانه دلتان گرم باشد و عزيزان دانشجو و دانش آموز كه اين روزها امتحانات خودشان را پشت سر ميگذارند با موفقيت و سربلندي از آن بيرون بيايند.با آرزوي لحظاتي شاد خلاصه قسمت بيست وپنجم امپراطور دريا را تقديمتان ميكنم.

                                                              

يوم مون دستان جانگ هوا را ميگيرد واز آنجا فرار ميكنند اما گونگ بوك دستور ميدهد يك تيم تعقيب تشكيل شود واز آنجا كه حدس ميزند او به بندر يوسان خواهد رفت به آن سمت ميتازند يوم مون با گروهي درگير ميشود كه اين باعث ميشود زخمي شود بعد از بستن زخمش با جانگ هوا صحبت ميكند واين باعث ميشود جانگ هوا تنها بطرف يوسان برود .يوم مون در جايي كمين ميكند ودر حاليكه قصد دارد با خنجر گونگ بوك را بزند اين خنجر به يون كه متوجه او شده بود برخورد ميكند آنها با هم درگير ميشونديوم مون كه ديد نميتواند در مقابل گونگ بوك مقاومت كند سوار بر اسبش فرار ميكند.

                                                              

در اين ميان جانگ هوا كه با بياد افتادن حرفهاي يوم مون در حال بازگشت پيش آنهاست توسط راهزناني محاصره ميشود يوم مون در حال فرار بر روي تپه اي بلند ميرسد و خود را در محاصره آنها ميبيند با اسبش به داخل دريا ميپرد راهزنان در حال بردن جانگ هوا هستند كه متوجه گروه گونگ بوك ميشوند وجايي مخفي ميشوند.آنها جلوي دهان جانگ هوا را ميگيرند تا او نتواند صدايشان كند در بندر يوسان جانگ دال يوم مون را در كه درحال بيهوش شدن است پيدا ميكنند در اردوگاه گونگ بوك سخت در فكر ميباشد.

                                                               

گونگ بوك در صحبتي با ارباب سول ميگويد كه او قصد ندارد به حكومت تانگ خدمت كند ودوست دارد تاجر موفقي شود و از ارباب سول ميخواهد كه به او كمك كند.ارباب سول نيز ميپذيرد.دوسال از اين ماجرا ميگذرد و در اين دوسال گونگ بوك هيچ خبري از جانگ هوا ندارد.در اين ميان يون برخلاف گونگ بوك به خدمتش به حكومت تانگ ادامه ميدهد.گونگ بوك براي تجارتي به ژاپن رفته بود اما با گذشت مدت مورد نظر هنوز به يانگزو برنگشته بود واين باعث نگراني ارباب سول وارباب جو كه در صورت نيامدن گونگ بوك آبجوسازيش را از دست ميداد شده بود.

                                                               

اما در موجينجو برادر چانگ هوا بعنوان فرماندار جديد آن منصوب ميشود كه اين بخاطر تلاشهاي دوساله بانو جمي در اين زمينه بود او به بانو جمي اطمينان ميدهد كه در خدمت  او خواهد بود گونگ بوك و گروهش سرانجام از سفر ژاپن با سود زيادي برميگردند .بعد از مدتي از جانب ارباب هووانگ درخواستي براي ازدواج پسرش با چاريونگ ميرسد اما چاريونگ ميگويد كه كس ديگه اي را در نظر دارد و ارباب سول ميفهمد اين شخص گونگ بوك ميباشد و در صحبتي با او ميگويد كه چاريونگ درخواست را رد كرده و او حدس ميزند چاريونگ گونگ بوك را دوست دارد.

                                                                

گونگ بوك به فكر فرو ميرود وسرانجام شب هنگام به ديدارش ميرود وبه او ميگويد كه نبايد او را در قلبش نگه دارد و بايد با كسي باشد كه فقط او را دوست داشته باشد چاريونگ هم ميگويد كه ميداند او جانگ هوا را دوست دارد اما تا وقتي كه او در قلبش جايي براي او داشته باشد صبر ميكند.روز بعد در حاليكه گونگ بوك وارباب سول منتظر گروهي از موجينجو هستند با ناباوري بانو جمي را ميبينند كه همراه با برادر جانگ هوا كه فرمانده جديد موجينجو ميباشد وارد ميشوند....

                                                           

امراتور دریا

کلیپ یانگوم در سفر ژاپن

سلام دوستان امیدوارم که در این روزهای سرد وبرفی روزهای گرم و پرخاطره ای را پشت سر بگذارید .دو روزی بود که نتونستم بدلیل مشغله زیاد پستی در وبلاگ بدم که از این بابت عذرخواهی میکنم مطمئن باشید که از این ببعد  روند آپدیت روزانه وبلاگ ادامه خواهد داشت با دست پری آمده ام وکلیپهای بسیار دیدنی و جذابی از تمام بازیگران محبوب جواهری در قصر وامپراطور دریا و سریالهای دیگر کره ای دارم که بمرور تقدیمتان میکنم.برای شروع این کلیپ از یانگوم در سفر ژاپن را تقدیم میکنم احتمالا دوستان عکسهای یانگوم در این لباس را قبلا گرفته اند حالا میتونید کلیپ آنرا هم دانلود کنید شاد باشید و خانه دلتان گرم.

http://chi-v242.chi.youtube.com/get_video.flv?video_id=A4T2cEE3iqw

کلیپ بانو هن!!!

سلام عزیزان امروز هم با کلیپ دیگری از بانو هن در خدمت شما هستم .

yang mi kyung

http://sjl-v139.sjl.youtube.com/get_video?video_id=74b2jM426TQ

کلیپ زیبایی از هاجین در فیلم '200 Pounds Beauty'

سلام دوستان

براي امشب كليپ زيبايي از هاجين زيبا براي شما دارم كه مربوط به يكي از فيلمهاي او بنام

'200 Pounds Beauty' میباشد .

http://cache.googlevideo.com/get_video?video_id=DujTVVE_jXk&origin=lax-v95.lax.youtube.com

امراتور دریا وجواهری در قصر

logon جواهری در قصر سری ( 3 )

بچه ها سلام این هم logon بانو هن که چند تا از دوستان خاسته بودند به علاوه logon  مجموعه امپراطدر دریا هم به زودی می ذارم  . امیدوارم که خوشتون بیاد  این logon  ها رو هم می تونید تو ویندوز ویستا قرار بدید با همون برنامه ای که قبلا گذاشته بودم . برای دانلود فقط کافیه بر روی عکس کلیک کنید . اگر پست های که می زارم زیاد جالب نیستند واقعا به بزرگواری خودتون ببخشید .

            

امراتور دریا وجواهری در قصر...

کلیپ از لی یونگ!!!!

سلام به همه همراهان وبلاگ

امروز با یه کلیپ از یانگوم اومدم  امیدوارم خوشتون بیاد

با حجم:۹۳۴ کیلو بایت

http://mobilegamecenter.persiangig.com/video/say2.wmv

کلیپ یانگوم با عنوان 001

با سلام

کلیپ دیگری از یانگوم با عنوان ۰۰۱ برای شما کار میکنم که کلیپ زیباییست و میتوانید از لینک زیر دانلودش کنید.

 

 http://147.6.114.76:8080/upload/001-01.mpg

بانو هن بانویی در قلب ها

سلام دوستان عزیزم امیدوارم همیشه سلامت باشید. بله دیگه این جواهر هم تمام شد اما ما باید

کنیم درس هایی که از این جواهرات گرفتیم را از یاد نبریم. همه ما با این سریال دوست بودیم اما ما باید

خود را با شرایط وفق دهیم گاهی وقتها انسانها به حدی دلبسته می شوند که جدایی در بین آنان مثل

خیر و شر است. همه ما با آن خاطره داشتیم جر و بحث ها قهرها و آشتی ها به نوعی خاطره حساب

می شوند.اما مهمترین خاطره من از این سریال راجع قسمت ۱۶ آن بود که در آن قسمت مسابقه بین

بانو هن و بانو چویی بود که از قضا من اون شب ساعت ۹:۴۰ دقیقه  کلاس  بیو راداری  داشتم  بالاخره

ما اون شب به کلاس نرسیدیم. اما فردا صبح وقتی رفتم پایگاه بعد از احترام  نظامی  فرمانده  حکم ۱۸

ساعت بازداشگاه را به من ابلاغ نمودند من که از باخت دیشب بانو هن  در  مسابقه  به  شدت ناراحت

بودم حالا شما فکر کنید با ۱۸ ساعت بازداشتی چه قیافه خنده داری پیدا کرده بودم.

این هم یک عکس از بانو هن که امیدوارم تکراری نباشد

این سریال تمام شد اما ما همچنان مثل شیر پشتیبان میثم جان مدبر عزبز وب هستیم.

                                    ۰

البته من قرار بود اون عکسی که چند روز پیش گذاشته بودم آخرین پستم از جواهری در قصر باشد اما

نشد دیگه...

خلاصه قسمت 26سریال امپراتور دریا!

سلام دوستان عزيز اميدوارم كه حالتان خوب باشد و با سلامت كامل از اين موج بيسابقه سرما وبرف گذشته باشيد با خلاصه قسمت بيست و ششم امپراطور دريا در خدمت شما هستم.

                                                                 

كيم چانگ گيوم (برادر جانگ هوا)بعنوان فرمانده موجينجو در جلسه اي با بازرگانان يانگزو درباره تجارت با آنها صحبت ميكند.بانو جمي در ادامه حرفهاي او به گونگ بوك اشاره ميكند كه چطور چنين فرد بي ارزشي در جلسه حضور دارد اما ارباب جو ميگويد كه او مسئول حمل ونقلهاي تجارتي يانگزو ميباشد وهمه چيز زير نظر اوست.بانو جمي در ادامه درباره تجارت ابريشم وسود زيادي كه ميتواند به بازرگانان يانگزو برسد صحبت ميكند و قرار بر اين ميشود بازرگاني كه كمترين مبلغ را اعلام كند برنده اين تجارت شود.

                                                                 

در صحبتي كه بين ارباب سول چاريونگ و گونگ بوك ميشود به اين موضوع اشاره ميشود كه اين تجارت ابريشم با خانواده شاه نيست بلكه تجارت با بانو جمي ميباشد و او با خريد با قيمت ارزان ابريشم آنرا با سود زياد ميفروشد ارباب سول اشاره ميكند كه او قصد ندارد در مزايده شركت كند اما گونگ بوك ميگويد كه آنها بايد شركت كنند واشاره ميكند كه براي گسترش تجارت واهداف بزرگشان اين فرصت خوبي براي راه يافتن به شيلا ميباشد سپس اشاره ميكند كه او قصد دارد از طريق دريا شيلا ژاپن و چين را به هم متصل كند (هدف اصلي مجموعه امپراطور دريا و گونگ بوك )

                                                                  

قيمتهاي كم بازرگانان براي تجارت ابريشم گونگ بوك را به فكر فرو ميبرد.از طرفي بانو جمي به افسر محافظانش ميگويد كه تمام بازرگاناني كه قصد تجارت با او را دارند را جمع كند زيرا تصميم دارد گروه تجاري جديدي در يانگزو ايجاد كند اما گونگ بوك با نقشه اي سريعا تمام ابريشم تجار يانگزو را با قيمت ده سكه ميخرد وبا اينكار باعث اتحاد دوباره بازرگانان يانگزو ميشود.

                                                                  

در روز مزايده هيچ رييسي در آن شركت نميكند كه باعث تعجب بانو جمي ميشود اما گونگ بوك سر ميرسد وپيشنهادشان را كه دوازده سكه ميباشد ارائه ميدهد آنها نيز چون مجبور به خريد سريع ميباشند سرانجام قبول ميكنند وبه اين شكل بازهم گونگ بوك بانو جمي را شكست ميدهد ارباب سول به گونگ بوك دستور ميدهد گروه تجاري براي تجارت بين شيلا وژاپن ايجاد كند.

                                                                  

گونگ بوك براي شروع اينكار كشتي سازها و ملواناني كه از چانگ هي آمده اند را به تعمير كشتي ها و ياد گرفتن راههاي دريايي ميگمارد سپس به ارباب سول ميگويد كه براي شروع تجارت بايد راه دريايي و پايگاهي داشته باشند وبه اين منظور جزيره چانگ هي كه زادگاهش ميباشد را پيشنهاد ميدهد كه ارباب سول ميپذيرد.از طرفي گروه تجاري بانو جمي در دريا مورد حملات متعدد دزدان دريايي واقع ميشود اما با دستگير شدن جانگ دال بانو جمي متوجه ميشود ارباب لي دزد دريايي شده و همينك در جزيره سوجوك ميباشد.

                                                                  

بانو جمي تصميم ميگيرد از ارباب لي براي منافعش استفاده كند وبه اين منظور توسط جانگ دال نامه اي براي او ميفرستد.ارباب لي مخفيانه به ملاقات او ميرود در اين ملاقات بانو جمي از يوم مون ميپرسد و وقتي ارباب لي اشاره ميكند كه او شمشير تيزي در قلبش نگه داشته است ميگويد كه او بايد اين شمشير را عليه گونگ بوك به كار ببرد.در يانگزو گونگ بوك از يون ميخواهد كه با او به چانگ هي بيايد اما در همين لحظه خبر ميرسد كه يك گروه تجاري شيلايي مورد حمله دزدان دريايي قرار گرفته و وقتي آنها به ملاقات ناخداي آن كه زنده برگشته ميروند متوجه ميشنود رييس يو از گروه بازرگاني ارباب سول ميباشد .

                                                                  

بانو جمي به جزيره سوجوك كه مخفيگاه ارباب لي ميباشد ميرود.در اين ملاقات ارباب لي از اهدافش ميگويد و اشاره ميكند كه بانو جمي و نيروهايش با او متحد شوند بانو جمي نيز بعد از مدتي موافقت ميكند امادر يانگزو گونگ بوك با تصميمي دليرانه ميخواهد كه به شيلا برود و دزدان دريايي را شكست دهد زيرا براي رسيدن به اهدافش آنها مانع بزرگي خواهند بود.رييس موچانگ هم ميگويد كه از اينكه وقتش را با مشروب بگذراند خسته شده و با او به شيلا ميرود.

                                                                   

ارباب سول با خواسته گونگ بوك موافقت ميكند.آنها تصميم داشتند قبل از رفتن يون را هم با خود ببرند اما او براي ماموريتي اعزام شده بود به همين دليل گونگ بوك ورييس موچانگ با افسران امنيتي عازم شيلا ميشوند.در راه سفر گونگ بوك به ياد گذشته هاي تلخ و از دست دادن پدر ومادرش ميافتد.سرانجام آنها به موجينجو ميرسند در حال رفتن ناگهان جانگ هوا از مسير آنها رد ميشود اما گونگ بوك او را نميبيند آنها براي روزهاي سخت آينده ميتازند.....

                                                              

خدا حافظی

بچها من  برای یه مدت کوتاه میخوام برم مسافرت

تا بدنمو آماده کنم آخه یکشنبه تمرین دارم

برام دوا کینید تا تستمو خوب بدم.

با اینا میرام

یانگم نازنین

5

به ماهم نگاه کن

بابا به ما هم نگاه کن

یانگم

خیلی زود رفتی

خدا بده برکت

   چه خبره ۴ تا کم نیستکه.                                       

                                            <<نظر یادت نره عزیزم>>

یانگوم ناز!

ببین چه نازه !!!

ترجمه آهنگ پایانی سریال

بيا، بيا، بيا براي هميشه(اگر از او بخواهم آيا براي هميشه پيشم خواهد ماند؟

برو... برو... برو براي هميشه(اگر از او بخواهم آيا براي هميشه ترکم خواهد کرد؟

هر روز و هر روز منتظرم.(حتي اگر تا ابد هم منتظر بمانم باز هم نمي توانيم با هم باشيم

نه... نه نمي تواند اينگونه باشد

اگر نمي تواني بيايي مرا با خود به آنجا ببر

مه... مه و صداي کودکي که مي گريد

مي خواهم به خانه بروم نزد پدر و مادري که عاشق شان هستم

مه... مه و آسمان سياه

ستاره ها مي درخشند اما جايي براي قلب پرآشوب من نيست

آه... چه کسي مي تواند مرا به خانه ببرد، خانه اي چنان دور

نترس... نترس عزيزم

يک دسته گل، يک دانه شن تا پايان زمين

نترس... نترس هر چه زودتر بزرگ شو

منتظر آفتاب باش تا اميد بياورد

وقتي مه از آسمان پاک شود کودک خواهد خنديد

آواز بخوان و با اين پدر و مادر حرف بزن

وقتي مه پاک شود آسمان روشن خواهد شد

به آفتاب نگاه کن و اميدوار باش

آه... چه کسي مي تواند مرا به خانه ببرد، خانه اي چنان دور

آه... چه کسي مي تواند مرا به خانه ببرد، خانه اي چنان دور

عجب خشتیپه

" اینم یه عکس دیگه از یانگوم "                    

         سایز اصلی تو ادامست!

ادامه نوشته

خلاصه قسمت 42 سریال جواهری در قصر !

... و یانگوم که بسیار نگران یونسنگ بود در اولین اقدام سعی می کند از دادن غذاهای چرب به او جلوگیری کند...

جلوگیری یانگوم از دادن غذای جرب به یونسنگ


استاد شین هنگامیکه از این موضوع مطلع می گردد کلیه پزشکیاران از جمله یوئلی (یوری) را برای تجمع در اطاق یونسنگ و معاینه وی فراخوانی می کند...

استاد شین و معاینه جمعی یونسنگ


همه پزشکیاران و حتی دستیاران نیز متوجه می شوند که یونسنگ فشار خون دارد و پزشکان هنگامیکه یوئلی را مورد بازخواست قرار می دهد به سادگی می گوید : واقعاً تشخیص ندادم!

یوئلی (یوری) می گوید تشخیص ندادم !


با وجود درخواست استاد شین به اخراج یوئلی لیکن پزشک مسئول که خود نیز از این نوع نیرنگ ها بی بهره نبود تنها با انزال درجه یوئلی ماجرا را خاتمه می دهد..
آخرین دیالوگ هایی که در حیاط قصر بین شین بی و یانگوم رد و بدل می شود نغمه ای از خاطرات گذشته و هشدارهای یانگوم را یادآوری می کند...

هشدار یانگوم به یوئلی


یانگوم با توضیح شرایط به بانو مین آخرین توصیه های ضروری در مورد یونسنگ را گوشزد می کند...

توضیحات لازم یانگوم به بانو مین


یانگوم ، افسر مین را در حیاط قصر ملاقات می کند و نگرانی خود را در مورد صدمه اطرافیانش در صورت تعلل از اقدامی اساسی به او اطلاع می دهد. افسر مین جو به او می گوید در این شرایط هنوز کاری مشکل است ولی یانگوم ادعا می کند که بعضی مواقع برای مسایل سخت نیز باید راه حلی یافت و نباید صبر کرد تا آسان شوند او بهترین راه را پی بردن به علت بیماری پادشاه از آن زمان تا حال اعلام می کند...

یانگوم به مین می گوید باید اقدامی کنیم


با توجه به اینکه او نمی توانست پادشاه را از نزدیک معاینه کند ، فکری به نظرش می رسد و آن دستیابی به اسناد سوابق پزشکی پادشاه است با وجودیکه افسر مین به او گوشزد می کند که دستیابی به چنین اسنادی امری خطرناک و تقریباً امکان ناپذیر است ولی یانگوم دست از تلاش بر نمی دارد..
او درگذشته نیز تقاضای مشاهده سوابق پزشکی شاه را از کاردار دربار کرده بود و او به شدت با او برخورد کرده بود...

یانگوم برای بدست آوردن اسناد قبلاً نیز تلاش کرده بود


حتی داگو و همسرش نیز نگران سلامتی یونسنگ بودند بطوریکه قطعه سنگ بینی یکی از مجسمه های بودا که اعتقاد داشتند لمس آن به راحتی زایمان کمک می کند با زحمت جدا می کنند و  به یونسنگ می رسانند!!

بینی مجسمه بودا


یانگوم از استاد شین تقاضا می کند تا با توجه به اینکه پزشک ملکه است اجازه دهد سوابق ملکه را بررسی کند ولی پزشک شین انجام چنین عملی را بسیار پیچیده و تا حدودی غیر ممکن می داند...
یانگوم که از دسترسی به سوابق سلطنتی با روال عادی نا امید می شود بطور مستقیم از ملکه درخواست می کند تا اجازه دهد تا سوابق پزشکی او را مطالعه کند ...

درخواست یانگوم از ملکه برای مشاهده سوابق درمانی وی

ولی پزشکان با شنیدن چنین موضوعی یانگوم را مورد بازخواست قرار می دهند و از یانگوم می خواهند تا تقاضای خود را از ملکه پس بگیرد ولی یانگوم به پزشکان صریحاً اعلام می کند که نمی تواند و پزشکان با کینه ای دوباره با توجه به درخواست ملکه این اجازه را برای وی صادر می کنند...
ورود و خروج به محل نگهداری سوابق سلطنتی ، تحت شرایط امنیتی خاص امکان پذیر بود بطوریکه تنها به او 4 ساعت اجازه مطالعه داده می شد و امکان رونوشت و یا دست زدن به سایر اسناد به غیر از اسناد ملکه را نداشت چه برسد به خارج کردن اسناد !

محافظت از اسناد و سوابق شاه تحت تدابیر شدید امنیتی


یانگوم پس از ورود از اغفال لحظه ای مراقب سوء استفاده می کند و یکی از اسناد سوابق پزشکی شاه را برداشته و به طرز ماهرانه ای آن را در جوراب خود پنهان می کند..

یانگوم اسناد شاه را می دزدد!


بطوریکه حتی ، با وجود بازرسی بدنی در حین خروج ، نگهبان متوجه این امر نمی شود...

بازرسی بدنی یانگوم


بدین ترتیب یانگوم موفق به سرقت یکی از اسناد سوابق پزشکی شاه می شود ( شاید یانگوم با این امر اثبات می کند که او حتی در دزدی نیز باهوش است!)
یانگوم پس از سرقت از این محل خطرناک ، سراسیمه به پیش یونگ داک می رود و یانگ داک به سرعت از روی سوابق پزشکی رونوشت تهیه می کند ولی یانگوم به یانگ داک می گوید قصد دارد فردا نسخه دیگری از سوابق را بیاورد! حتی یانگ داک نیز به او می گوید تو دیوانه ای!

دادن سوابق به یانگ داک برای کپی و بررسی


یانگوم بارها اسناد پزشکی سلطنتی شاه را دزدیده و  برای تهیه رونوشت به آن ها را به یانگ داک می دهد!!!

سایر سوابق شاه


گیومیونگ نیز در فرصتی مناسب ، آخرین تلاش خود را برای بدست آوردن مین جو انجام می دهد و برای اولین بار و برای اولین شخص جملاتی بر گرفته از احساس واقعی خود را بیان می کند.. که البته ناکام می ماند...

گیومیونگ غذای برای افسر مین تهیه می کند


گیومیونگ به چویی اعلام می کند هم اینک هر نقشه ای داری پیاده کن و من مانع شما نیستم! خاندان چویی هم که قصد داشتند افسر مین را به ارتباط با یانگوم متهم کنند با نیرنگی برای جمع آوری مدرک فردی را به پیش داگو می فرستند و با مست کردن داگو ....

داگو را برای کشیدن اطلاعات در مورد روابط پنهایی یانگوم و مین مست می کنند


که خوشبختانه همسر داگو به موقع وارد عمل شده و داگو را از صحنه خارج می کند...

همسر داگو به داد دخترش می رسد!


در این وضعیت یانگوم آخرین سابقه پزشکی را به یانگ داک می رساند...
همسر داگو که بسیار نگران یانگوم است به او نصحیت می کند تا ارتباطش با مین جو را قطع کند وگر نه او و مین جانگ هو جان سالم به در نخواهد برد..

همسر داگو به یانگوم می گوید به دلیل عدم تطابق طبقات امکان ازدواج وجود ندارد


در این موقعیت شاه دچار بیماری می شود

شاه بیمار می شود

و پزشک مسئول که مدتهاست بیماری شاه را بدرستی تشخیص نمی دهد ، به دنبال جریان فکری سوابق شاه برای بررسی سوابق وی به محل نگهداری اسناد سوابق شاه می رود ولی خوشبختانه به دلیل فراخوانی وی متوجه کمبود اسناد نمی شود!

کمبود اسناد مربوط به شاه


یانگوم در این فرصت آخرین سابقه پزشکی شاه را به جایش باز می گرداند ، با خیال اینکه کسی از این ماجرا مطلع نشده است...

یانگوم سند سوابق پزشکی را به سر جایش بر می گرداند


ولی پس از مدتی گارد امنیتی خصوصی شاه بطور بسیار آرام و مخفیانه او را دستگیر می کنند

گارد امنیت خصوصی شاه یانگوم را آرام دستگیر می کنند


و برای تحقیقات و بازجویی به مقر حفاظتی خود می برند و به او اطلاع می دهند که آنها ماموران ویژه ای هستند که به شدت از مسایل خصوصی خانواده شاه محافظت می کنند و هر کس به نحوی اطلاعاتی از این بخش خارج کند بدون کوچکترین اثری کشته می شود...

یانگوم تحت بازجویی شدید


مامور تحقیقات به او می گوید چرا او این اسناد را خارج کرده است.. یانگوم برای اولین بار همه چیز را انکار می کند... ولی ماموران به او می گویند کار از انکار گذشته است!

کار از انکار گذشته است!


مادام چویی کل قصر را بسیج می کند تا بفهمد یانگوم به چه علت تحت چنین بازجویی هراس انگیزی قرار گرفته است..

مادام چویی متوجه دستگیری یانگوم می شود


آخرین بیان ماموران امنیت خصوصی شاه حکایت بر کشتن یانگوم بدون بر جای ماندن کوچکترین اثری در نیمه شب دارد...
آخرین ملاقات یانگوم با رئیس کارداران و ماموران امنیت خصوصی است و به او توضیح می دهد که او برای نجات جان شاه این امر را انجام داده است...
مادام چویی که بالاخره با تمام تلاش از این موضوع مطلع می شود می فهمد که هدف یانگوم از دزدیدن اسناد افشای اطلاعات گذشته بوده است و اعلام می کند حتی بدون تکان دادن  انگشتانش یانگوم مرگی آرام و بی سر و صدا را برای خود فراخوانی کرده است!
یانگوم بالاخره با وساطت عمیق کاردار ارشد ، آزاد می گردد ولی ناگهان مادام چویی که از موضوع مطلع شده بود کاردار ارشد و یانگوم را در حیاط می بیند و به کاردار اعلام می کند : "پس تو می خواهی به شاه خیانت کنی" 

تو می خواهی به شاه خیانت کنی؟

خلاصه قسمت 41 سریال جواهری در قصر!

توی ادامه مطلبه.

 

ادامه نوشته

سلام

سلام بچها من از شما طلب بخشش دارم من از این که

سفرم طول کشید.

ولی امشب برا تون چنتا عکس زیبا میزارم.

تو ادامه مطلب عکسای قشنگی هست حتما برید.

یانگوم

 

ادامه نوشته

یانگوم بزرگ

بعداز یه مدت تو لانی سلام

بازم یون سنگ!!!

بازم براتون عکسه میزارم فقط نظر یادتون نره!!!

یونسنگ!!!

هم عنوان هم توضیحاتو کوتاه میکنم

نکنه جادوگرباشه؟؟؟

با همین کاراش هوش وحواس پادشاه رو دزدید

این اولین عکسه امیدوارم اخرینم نباشه و امیدوارم ازش خشتون بیاد!!!