وای این یانگومه......

این کییییییییییییییه؟

یه عکس از یانگوم

سلام بچها امشب بعد از یه مدت براتون عکسی از یانگوم میزارم امید وارم از این عکس رازی باشید.

دوباره چاریونگ

بازم چار یونگ

یه عکس دیگه از  چاربونگ

چاریونگ ((امپراطور دریا))

خلاصه قسمت 27سریال امپراتور دریا!

با سلام به دوستان عزيزم خلاصه قسمت بیست وهفتم امپراطور دریا را تقدیم میکنم.                                                        

گونگ بوك وافرادش براي اجازه گرفتن از فرماندار موجينجو براي لنگر گرفتن ومستقر شدن در موجينجو  ميروند ولي او با اين امر موافقت نميكند وسرانجام ميگويد كه اين قضيه را با فرماندار در ميان خواهد گذاشت.

                                                              

او اين موضوع را به بانو جمي ميگويد.از طرفي گونگ بوك بوسيله سون جانگ ميفهمد كه جانگ دال با بانو جمي ديدار كرده بنابر اين به اين نتيجه ميرسند كه بانو جمي و ارباب لي با هم متحد ميباشند.

                                                              

بانو جمي بوسيله افسر محافظانش خبر حضور گونگ بوك در موجينجو را به ارباب لي ميگويد آنها نيز با توجه به خطر گونگ بوك تصميم ميگيرند با حمله به دزدان دريایي ديگر گروه آنها را تحت كنترل خودشان در آورند وقويتر شوند به اين منظور سريع به جزيره بيسان حمله ميكنند.با كشتن رييس آنها افرادش از ترس جان به ارباب لي ميپيوندند.

                                                               

بانو جمي متوجه ميشود كه گروه بازرگاني او در امر تامين نمك مورد نيازش از گروهي ديگر شكست خورده است اين قضيه باعث ناراحتي بانو جمي ميشود  وقصد دارد بداند كه چه كسي اينكار را كرده اما بشنويد كه اينكار توسط گروه تجاري جانگ هوا صورت گرفته بود !

                                                               

در يانگزو چاريونگ تصميم ميگيرد براي روحيه دادن به افراد به موجينجو برود از طرفي يون نيز بخاطر دوري از گونگ بوك وحال مستي كه دارد يكي از افراد مافوقش را ميزند وبه اين خاطر از ارتش اخراج ميشود.

                                                               

لرد كيم ووجينگ نايب السلطنه سابق شاه براي ديدار از چانگي سرراهش از موجينجو ميگذرد واين باعث ميشود بانو جمي براي استفاده از اين فرصت به ديدار او برود پس از صحبتهايي چند لرد كيم به ديدار جانگ هوا كه از قبل او را ميشناخت ميرود.

                                                               

يون تصميم ميگيرد به نزد گونگ بوك برگردد وبه اين خاطر همراه چاريونگ به موجينجو ميروند.در جلسه اي گونگ بوك با شجاعت دستور ميدهد كه افراد در بندر پياده شوند ونيازي به اجازه آنها نيست.آشفتگي اوضاع باعث ميشود كه لرد كيم خودشان شخصا به ديدار اين گروه كه در بندر پياده شده بودند برود وگونگ بوك با نشان دادن علامت بردگي كه بر روي بازويش بود وحكايت از اسراي برده كه توسط دزدان دريايي دزديده ميشدند ميكرد سرانجام اجازه ميگيرد كه در موجينجو مستقر شود وبه دزدان حمله كند....

                               

خلاصه قسمت 25سریال امپراتور دریا!

دوستان سلام در اين روزهاي سرد وبرفي كه سرتاسر كشور جامه سفيد پوشيده آرزو ميكنم خانه دلتان گرم باشد و عزيزان دانشجو و دانش آموز كه اين روزها امتحانات خودشان را پشت سر ميگذارند با موفقيت و سربلندي از آن بيرون بيايند.با آرزوي لحظاتي شاد خلاصه قسمت بيست وپنجم امپراطور دريا را تقديمتان ميكنم.

                                                              

يوم مون دستان جانگ هوا را ميگيرد واز آنجا فرار ميكنند اما گونگ بوك دستور ميدهد يك تيم تعقيب تشكيل شود واز آنجا كه حدس ميزند او به بندر يوسان خواهد رفت به آن سمت ميتازند يوم مون با گروهي درگير ميشود كه اين باعث ميشود زخمي شود بعد از بستن زخمش با جانگ هوا صحبت ميكند واين باعث ميشود جانگ هوا تنها بطرف يوسان برود .يوم مون در جايي كمين ميكند ودر حاليكه قصد دارد با خنجر گونگ بوك را بزند اين خنجر به يون كه متوجه او شده بود برخورد ميكند آنها با هم درگير ميشونديوم مون كه ديد نميتواند در مقابل گونگ بوك مقاومت كند سوار بر اسبش فرار ميكند.

                                                              

در اين ميان جانگ هوا كه با بياد افتادن حرفهاي يوم مون در حال بازگشت پيش آنهاست توسط راهزناني محاصره ميشود يوم مون در حال فرار بر روي تپه اي بلند ميرسد و خود را در محاصره آنها ميبيند با اسبش به داخل دريا ميپرد راهزنان در حال بردن جانگ هوا هستند كه متوجه گروه گونگ بوك ميشوند وجايي مخفي ميشوند.آنها جلوي دهان جانگ هوا را ميگيرند تا او نتواند صدايشان كند در بندر يوسان جانگ دال يوم مون را در كه درحال بيهوش شدن است پيدا ميكنند در اردوگاه گونگ بوك سخت در فكر ميباشد.

                                                               

گونگ بوك در صحبتي با ارباب سول ميگويد كه او قصد ندارد به حكومت تانگ خدمت كند ودوست دارد تاجر موفقي شود و از ارباب سول ميخواهد كه به او كمك كند.ارباب سول نيز ميپذيرد.دوسال از اين ماجرا ميگذرد و در اين دوسال گونگ بوك هيچ خبري از جانگ هوا ندارد.در اين ميان يون برخلاف گونگ بوك به خدمتش به حكومت تانگ ادامه ميدهد.گونگ بوك براي تجارتي به ژاپن رفته بود اما با گذشت مدت مورد نظر هنوز به يانگزو برنگشته بود واين باعث نگراني ارباب سول وارباب جو كه در صورت نيامدن گونگ بوك آبجوسازيش را از دست ميداد شده بود.

                                                               

اما در موجينجو برادر چانگ هوا بعنوان فرماندار جديد آن منصوب ميشود كه اين بخاطر تلاشهاي دوساله بانو جمي در اين زمينه بود او به بانو جمي اطمينان ميدهد كه در خدمت  او خواهد بود گونگ بوك و گروهش سرانجام از سفر ژاپن با سود زيادي برميگردند .بعد از مدتي از جانب ارباب هووانگ درخواستي براي ازدواج پسرش با چاريونگ ميرسد اما چاريونگ ميگويد كه كس ديگه اي را در نظر دارد و ارباب سول ميفهمد اين شخص گونگ بوك ميباشد و در صحبتي با او ميگويد كه چاريونگ درخواست را رد كرده و او حدس ميزند چاريونگ گونگ بوك را دوست دارد.

                                                                

گونگ بوك به فكر فرو ميرود وسرانجام شب هنگام به ديدارش ميرود وبه او ميگويد كه نبايد او را در قلبش نگه دارد و بايد با كسي باشد كه فقط او را دوست داشته باشد چاريونگ هم ميگويد كه ميداند او جانگ هوا را دوست دارد اما تا وقتي كه او در قلبش جايي براي او داشته باشد صبر ميكند.روز بعد در حاليكه گونگ بوك وارباب سول منتظر گروهي از موجينجو هستند با ناباوري بانو جمي را ميبينند كه همراه با برادر جانگ هوا كه فرمانده جديد موجينجو ميباشد وارد ميشوند....

                                                           

امراتور دریا