تبليغاتX
*۩۞۩*امپراطور دريا و جواهری در قصر*۩۞۩*

پنجشنبه 1387/03/30

اطلاعیه!!!!

   .!.اطلاعیه.!. .!.اطلاعیه.!.  .!.اطلاعیه.!.

 

سلام من به دوستان عزیز، طبق قراری که داشتیم که اول فروردین این وبلاگ رو عوض کنیم عوض نکردیم تا این وبلاگ با همون عنوان به کارش ادامه بده ولی بنده برای مشکل عزیزان که در این وبلاگ همه چیز میخواستن راه حل یافتم و یه وبلاگ دیگه  تاسیس کردم و از این به بعد شما برای دانلود آهنگ،کلیپ برای موبایل،عکس و..... میتونید به آدرس ذیل  مراجعه کنید.

    www.jedifolder.blogfa.com

                                                                                       

 

                                                        با تشکر:مدیر وبلاگ

پستها از پایین شروع میشن.

زحمت کش بیچاره الکساندر در 23:59 |  لینک ثابت   • 

شنبه 1387/03/18

خلاصه قسمت 40 سریال امپراطور دریا!!!

سلام دوستان با خلاصه قسمتي ديگر و اينبار يكي از مهمترين و كليديترين قسمتهاي مجموعه امپراطور دريا در خدمت شما هستيم. دوستان زيادي در طول هفته درباره دو اتفاق مهم در اين قسمت سوال داشتند و همچنين حدسهاي مختلفي در اينباره ميزدند كه جالب بود و حاكي از ديد عميق و فني عزيزان به سريال بود كه جاي تقدير دارد.با آرزوي لحظاتي شاد قسمت چهلم امپراطور دريا را تقديم ميكنم

گونگ بوك وارد معبد ميشود و در آنجا با رييس موچانگ يون  و افراد محافظ روبرو ميشود كه تعجب ميكند ولي رييس موچانگ ميگويد چون يوم جانگ و دارو دسته اش ناپديد شده بهتر است كه آنها محافظت از او را بطور كامل و دقيق انجام دهند گونگ بوك چاريونگ و خوبان امپراطور دريا مشغول دعا كردن ميشوند .گونگ بوك شب هنگام بار ديگر براي دعا به معبد ميرود.

او در آنجا بياد ارباب سول با او صحبت ميكند و ميگويد كه حالا شمشير امپراطور و لقب كنسول دارد و مسئوليتش بسيار سنگين است ولي هيچ وقت تعليمات او را فراموش نخواهد كرد.از اينطرف رييس يانگ و باكيونگ به ملاقات يوم مون ميروند و رييس يانگ  با ديدن حالت يوم مون ميگويد كه انگار او احساسات خودش را تحت كنترل در آورده  است !

گونگ بوك كه نگران ناپديد شدن يوم جانگ است رييس موچانگ و يون را به ملاقات كيم يانگ (فرماندار) ميفرستد تا دراينباره از او سوال كنند اما فرماندار مگويد كه از بابت آنها مشكلي پيش نخواهد آمد.رييس موچانگ و يون كه به حرفهاي او شك كرده بودند بوسيله رشوه دادن به افسري كه بازپرسي يوم جانگ را قبلا انجام داده بود خانه اي را كه يوم جانگ در آن ميباشد را پيدا ميكنند

آنها شب هنگام بطور پنهاني وارد خانه ميشوند تا آنجا را بررسي كنند ولي بادارودسته يوم جانگ درگير ميشوند و ناچارا عقب نشيني ميكنند.خبر به كيم يانگ ميرسد و او دستور ميدهد كه سريعا خانه قبلي تخليه و محل جديدي براي افراد انتخاب شود و از بابت اينكه كسي محلش را نخواهد فهميد اطمينان حاصل شود

جانگ هوا به ملاقات گونگ بوك در معبد مي آيد و نامه لرد كيم ووجينگ را به وي ميرساند سپس جانگ هوا درباره خطرات كاري كه گونگ بوك قصد انجامش را دارد يعني برچيدن نظام طبقاتي  و احتمال عكس العمل اشراف به وي هشدار ميدهد و همچنين اشاره ميكند كه اينكار شايد خيانت به نظر بيايد


رييس موچانگ و يون بر روي كار ساختن سگرهاي ساحلي وپايگاهها نظارت ميكنند كه ارباب جو مي آيد و ميگويد كه چرا آنها به فكر ازدواج گونگ بوك نيستند؟ ارباب جو تصميم قاطعانه اي ميگيرد و به تنهايي به ملاقات جانگ هوا ميرود او در آنجا از جانگ هوا ميخواهد كه به گونگ بوك كمك كند تا بتواند گذشته را پشت سر بگذارد و با چاريونگ ازدواج كند

جانگ هوا در ساحل به اين موضوع فكر ميكند و تصميمش را ميگيرد او ابتدا به سون جانگ و پدرش ميگويد كه ميخواهد به شهر سلطنتي برود وبه اين خاطر اداره مسافرخانه را  آنها بايد بر عهده بگيرند.سون جانگ سريعا موضوع را به گونگ بوك ميگويد گونگ بوك بياد حرفهاي جانگ هوا درباره علت جدايي از او و همچنين وظيفه او در مقابل مردم ستمديده ميافتد

جانگ هوا نيز بي اندازه در فكر ميباشد. سرانجام گونگ بوك و جانگ هوا بطور اتفاقی  در  جزيره اي كه در اوايل آشنايي با هم رفته بودند  يعني جزيره ساهيانگ با هم روبرو میشوند .در آنجا جانگ هوا بار ديگر حرفهایش را تكرار ميكند و ميگويد كه او براي خدمت به نايل السلطنه به شهر امپراطوري خواهد رفت.گونگ بوك او را در آغوش ميگيرد

جانگ هوا در آغوش گونگ بوك ميگويد كه اگر او دوباره متولد شود دوست دارد كه يك گل وحشي بينام در اين جزيره باشد و همين براي خوشبختي او كافيست گونگ بوك او را بخود ميفشارد اشك از ديدگان آنها جاريست و سرانجام دو عشق از همديگر جدا ميشوند و جانگ هوا به شهر امپراطوري ميرود

 در شهر امپراطوري بازرس كل توطئه هايي را براي شوراندن اشراف عليه جانگ بوگو انجام ميدهد بانو جمي نيز در اين قضيه دست دارد.گونگ بوك سرانجام شبي  پيش چاريونگ ميرود و ميگويد كه قصد ازدواج با اورا دارد .او ميگويد كه تمام عمرش مراقب او خواهد بود و جانگ هوا را فراموش خواهد كرد به اين شكل مراسم ازدواج گونگ بوك و چاريونگ در معبد اينوانگ برگزار ميشود    

اما...هاجين كه تازه خبر خوش بچه دار شدنش را به يون گفته بود در حال كشيك دادن در مراسم ازدواج ناگهان يوم جانگ را ميبيند و را تعقيب ميكند اما يوم جانگ متوجه ميشود و به باكيونگ و يكي از افراد ميگويد كه مراقبش باشند  آنها به هاجين حمله ميكنند و در درگيري باكيونگ با پا به شكم هاجين كه حامله است ميكوبد كه اين باعث ميشود خون از دهن هاجين بيرون بزند با اينحال او باز هم ميجنگد ولي سرانجام او كشته ميشود.....


 مراسم ازدواج به پايان ميرسد و يون به دنبال هاجين ميگردد ولي اثري از او پيدا نميكند افراد براي پيدا كردن او ميروند و سرانجام جسد او را پيدا ميكنند يون با فهميدن موضوع با پاي پياده به آنجا ميدود و بعد صحنه هايي كه دل آدم را بدرد در ميآورد....

يوم جانگ براي رسيدن به اهدافشان قصد رفتن به شهر امپراطوري و ملاقات با كيم ووجينگ را دارد.او براي اينكار به شهر امپراطوري ميرود ولي در حال رفتن محافظ جانگ هوا او را ميبيند و موضوع را به جانگ هوا ميگويد .جانگ هواي نگران هم براي پيدا كردن او به منزل لرد كيم ووجينگ ميرود و با ديدن يوم جانگ ترس بر وجودش ميافتد.....

زحمت کش بیچاره الکساندر در 19:58 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1387/03/06

خلاصه قسمت 39 سریال امپراطور دریا!!!

سلام دوستان با خلاصه قسمت سي و  نهم امپراطور دريا در خدمت شما هستم اين قسمت از قسمتهاي مهم مجموعه ميباشد كه يكي از اتفاقات مهم در اين قسمت ازدواج هاجين و يون با هم ميباشد .با هم ميخوانيم


يوم مون به زنداني برده ميشود كه در آنجا رييس يانگ و باك كيونگ نيز حضور داشتند فرماندار موجينجو كيم يانگ با جاه طلبي هايي كه دارد يوم مون و ساير دزدان دريايي را احضار ميكند و مبارزه اي بين يوم مون و يكي از افراد ماهر تشكيل ميدهد.يوم مون بدون اينكه شمشيرش را بيرون بكشد با او مبارزه ميكند و شكستش ميدهد .معاون كيم يانگ به آنها ميگويد كه آنها ديگر يك برده نيستند كه بايد تا آخر عمر كار كنند بلكه به دستور فرماندار آنها از هم اكنون جز نيروهاي مخفي فرماندار كيم يانگ خواهند بود

كيم يانگ يوم مون را ملاقات ميكند و به او ميگويد كه ميتواند برود و گونگ بوك را بكشد.از اين طرف گونگ بوك اداره چانگ هي را به چند قسمت تقسيم ميكند كه شامل بخش نظامي براي تامين امنيت بخش امور داخلي براي تجارت و بخش امور مردمي براي راحتي مردم.بدين ترتيب رييس موچانگ بعنوان رييس بخش نظامي انتخاب ميشود و يون بعنوان رييس هنگ ارباب جو بعنوان رييس امور داخلي و چاريونگ بعنوان رييس بخش امور مردمي

سرانجام بوي ازدواج در سريال امپراطور دريا ميپيچد ! يون و هاجين توسط گونگ بوك احظار ميشوند و گونگ بوك به آنها ميگويد كه تاريخ عروسي آنها را پنجم ماه بعد مشخص كرده است و چون آنها خانواده ندارند گونگ بوك بعنوان حامي يون و چاريونگ بعنوان حامي هاجين انتخاب ميشود يون و هاجين ميگويند كه چطور آنها ازدواج كنند در حاليكه هنوز گونگ بوك و چاريونگ ازدواج نكرده اند اما گونگ بوك او را راضي ميكند

گونگ بوك با يون صحبت ميكند و به او ميگويد كه از اين ببعد بايد بيشتر به فكر هاجين باشد و كمتر به فكر او زيرا بخاطر گونگ بوك خيلي عذاب كشيده و حالا بايد به فكر هاجين باشد. دو دوست بياد لحظات تلخ و شيريني كه از ابتدا با هم داشتند ميافتند.طبق معمول چهره يون احساساتي لبريز از اشك ميشود و گونگ بوك هم با همان چهره مصمم هميشگي  در فكر ميباشد

يوم مون كه با چهره پوشيده به كافه جانگ هوا براي خوردن نوشيدني رفته بود او را ميبيند و تعقيبش ميكند كه محافظ جانگ هوا ميفهمد كسي دارد تعقيبشان ميكند آنها درگير ميشوند اما يوم مون ضربه اي به محافظ جانگ هوا ميزند و فرار ميكند يوم مون  رييس يانگ و باك كيونگ در حال عبور از بازار هستند كه گونگ بوك و افرادش را ميبينند آنها متوجه ميشوند كه گونگ بوك محافظان زيادي دارد و كشتن او براحتي امكانپذير نيست.چاريونگ هاجين زيبا را آماده مراسم ميكند

چاريونگ جواهراتي به هاجين ميدهد و بعد در واب حرف هاجين كه ميگويد  محافظ اوست و اين جواهرات را چكار كند ميگويد كه او بايد زندگي آسوده اي در كنار كاپيتان جانگ ( يون )داشته باشد .مراسم آغاز ميشود طبق رسم آنها ابتدا هاجين تعظيم ميكند بعد يون و سپس هر دو با هم تعظيم ميكنند و بعد نوشيدني ميخورند نگاه گونگ بوك در اين لحظات به جانگ هوا است و جانگ هوا نيز آنرا حس ميكند

يون و هاجين با هم تنها ميشوند و طبق معمول يون خنگ ! كه هيچ چيز نميداند فقط نوشيدني ميخورد و هاجين هم با لبخند نگاهش ميكند .بالاخره يون حركت مثبتي انجام ميدهد ! و ميگويد كه از وقتي عاشقت شدم گرما را حس كردم حتي در ميدان سخت جنگ ! و اميدوار است كه تا وقتي هاجين با اوست احساس سرما و تنهايي نكند.ميگويد كه كاش پدر و مادرش آنجا بودند و ميديدند عروسشان چقدر زيباست.هاجين برميخيزد و يون را بر روي قلبش در آغوش ميگيرد

يوم مون به پيش كيم يانگ برميگردد.كيم يانگ ميگويد كه ميداسنته او نميتواند گونگ بوك را بكشد براي كشتن او بايد تغيير كند  و در حال حاضر نفرتش از ا ورا بايد كنار بگذارد و از او اطاعت كند سرانجام به او ميگويد كه به او فرصت خواهد داد تا گونگ بوك را بكشد .يوم مون نيز قبول ميكند كه از او اطاعت كند.فرماندار نام جديدي به يوم مون ميدهد و ميگويد كه او ديگر يوم مون نيست و نام او يوم جانگ خواهد بود


ارباب هوانگ بزرگترين تاجر چانگ آن كه وسايل دربار تانگ را تامين ميكند  با كشتي وارد چانگ هي ميشود و ضمن اينكه ديگر با بانو جمي تجارت نخواهد كرد  قصد تجارت با گونگ بوك را دارد.گونگ بوك به او ميگويد كه او بايد قانون چانگهي در تجارت را رعايت كند يعني تجارت غير قانوني نخواهند داشن و ارباب هوانگ قبول ميكند خبر به بانو جمي ميرسد و او جلسه اي از سران تشكيل ميدهد.بانو جمي در ساحل خلوت بندر دوكجين ميگويد كه روزي ده ها كشتي به اينجا مي آمدند ولي حالا خبري از هيچ كشتي نيست

گونگ بوك روساي تجاري را دعوت به جلسه اي ميكند  و بانو جمي كه فهميده نميتواند با او مبارزه كند تصميم ميگيرد در اين جلسه تجاري شركت كند.او با افرادش به چانگ هي ميرود. در جلسه گونگ بوك درباره متحد شدن با بازرگانان چيني با آنها صحبت ميكند و ميگويد كه آنها جز بخش امور داخلي خواهند شد و اگر كمكش كنند او به آنها كمك خواهد كرد اما خاطيان را مجازات خواهد كرد او ميگويد كه اينكار را براي كساني خواهد كرد كه با توجه به استعدادي كه دارند ولي بخاطر موقعيت اجتماعيشان استعدادشان كشف نميشود

 
كيم يانگ دوباره به يوم مون هشدار ميدهد كه او با شمشير نميتواند گونگ بوك را بكشد وبايد قدرت داشته باشد به اين خاطر يوم جانگ را به معبد اينوانگ كه نزديك گونگ بوك ميباشد ميفرستد تا او در آنجا مطالعه كند يوم مون جنبه ديگري از زندگي را در آنجا آغاز ميكند و كار و مطالعه و تمرين نظامي را با هم ادغام ميكند

طرح گونگ بوك  براي برداشتن موقعيت اجتماعي در تجارت به گوش لرد كيم ووجينگ ميرسد و او تصميم ميگيرد با گونگ بوك درباره اين موضوع صحبت كند زيرا ميداند اين موضوع دليل خوبي براي مخالفت اشراف با او خواهد بود.يوم مون با شكستن سد دفاعي اول منزل گونگ بوك قصد رفتن به داخل منزل را دارد كه نگهبانان او را ميبينند و او فرار ميكند.گزارش به گونگ بوك كه ميرسد او بياد حرفهاي يوم جانگ ميافتد كه گفت تو را خواهم كشت.

گونگ بوك دستور ميدهد كه افراد بروند و او را پيدا كنند اما خبر ميرسد كه او ديگر در آنجا بعنوان برده نيست و رييس يانگ و باكيونگ نيز ديگر در آنجا نيستند . گونگ بوك دستور ميدهد آنها را پيدا كنند از طرفي چاريونگ قصد دارد به همان معبدي برود كه يوم جانگ در آنجا ميباشد گونگ بوك به او ميگويد كه نبايد تنها برود و او و افرادش همراه او خواهند آمد.گونگ بوك چاريونگ وارد معبد ميشوند و يوم  جانگ آنها را ميبيند  


زحمت کش بیچاره الکساندر در 19:56 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1387/02/02

خلاصه قسمت38 سریال امپراطور دريا!

سلام دوستان اولين خلاصه قسمت امپراطور دريا در سال جديد را تقديم شما ميكنم.اميدوارم كه از اين روزهاي زيبا و  از ديدن طبيعت سرسبز خداوندی لذت ببريد.با خلاصه قسمت سي و هشتم امپراطور دريا در خدمت شما هستم

گونگ بوك با شكست دادن يوم مون و دستگيري او با موفقيت به چانگ هي باز ميگردد در چانگ هي جانگ هوا كه به ساحل امده بود يوم مون را ميبيند. در جلسه اي گونگ بوك  وافراد درباره اينكه با يوم مون چكار كنند صحبت ميكنند گونگ بوك ميگويد كه بايد بيشتر در اين مورد فكر كند او به ساحل ميرود و بياد ماجراهاي گذشته بين خودش و يوم مون ميافتد

 
يوم مون را به زندان مياندازند .بعد از مدتي گونگ بوك  دستور ميدهد كه او را بحضورش بياورند.او را با دستان بسته مي اورند كه گونگ بوك دستور ميدهد بازش كنند و  همه بيرون بروند تا با او صحبت كند گونگ بوك از گذشته ميگويد و يوم مون نيز از بزرگ شدنش در كشتي دزدان دريايي

آنها از هر چيزي صحبت ميكنند گونگ بوك ميگويد كه وقتي او را از دست يي سا دو نجات داد به او گفته بو.د كه زندگيش بعد از اين بدتر از مرگ خواهد بود و ادامه ميدهد كه حالا نوبت اوست كه اين درد را بكشد .ميگويد كه او را نميكشد و به او فرصت زنده ماندن خواهد داد.گونگ بوك ميگويد كه پيشاني او را داغ كنند تا بردگي كند

اين علامت روي پيشاني معني دزد ميدهد و كسي كه خيانتكار است آنها يوم مون را به محل انجام اينكار ميبرند و او را بر روي صندلي ميبندند.گونگ بوك به او ميگويد كه بخاطر جان افراد بيگناهي كه گرفه پيشاني  او را داغ ميكنند. آهن داغ بر پيشاني يوم مون مينشيند و او با تمام مقاومتي كه دارد اما اشك در چشمانش حلقه ميزند و خون چشمانش را ميگيرد

گونگ بوك دستور ميدهد كه يوم مون را به بندر چانگ هي ببرند بر روي چوبي او را ببندند تا مدتي با آب دريا و جزر و مد بماند.يوم مون چند شب و روز در همانجا باقي ميماند او آنقدر عصباني است كه با ديدن گونگ بوك ميگويد كه يك روز خنجري در قلبش قرو خواهد كرد.در بازار گونگ بوك متوجه فرار دختري كوچك ميشود و وقتي پيگير ماجرا ميشود ميفهمد كه تجارت برده دوباره رونق گرفته و گروهي در شيلا اينكار را انجام ميدهد او آن دختر را ميخرد و به منزلش مي اورد


 

 آنها ميفهمند كه ارباب چون پشت اين قضيه ميباشد به اين خاطر گونگ بوك ك هانجمن تاجران شيلا را تشكيل داده بود در ان جلسه اين قضيه را مطرح و سپس او را از اين گروه اخراج ميكند و  به تاجران ديگر ميگويد كه حق تجارت با او را ندارند.گونگ بوك ان دختر كوچك را به عنوان دخترش انتخاب ميكند.رييس موچانگ ميگويد كه  او هنوز ازدواج نكرده است پس مادرش كيست ؟ چاريونگ ؟!

از طرف نايب السلطنه نامه اي به گونگ بوك ميرسد .در آن نامه از گونگ بوك ميخواهند كه به پايتخت برود زيرا اعليحضرت قصد دارد وي را ملاقات كند.اما از اين طرف بانو جمي همانند هميشه بخاطر اينكه بتواند لرد كيم ووجينگ را از سر راهشان بردارد ميگويد كه انها بايد بهرشكل گونگ بوك را بكشند

گونگ بوك وارد پايتخت ميشود و به ملاقات اعليحضرت ميرود.اعليحضرت به وي ميگويد كه او بايد در ارامش و نظم در شيلا كمكش كند به اين خاطر او را به عنوان كنسول نظامي شيلا برميگزيند و قدرت داشتن ده هزار سرباز را به وي ميدهد

زماني كه گونگ بوك در پايتخت است نماينده كيم يانگ به سراغ او ميرود و به گونگ بوك نامه اي ميدهد كه حاكم موجينجو قصد ديدن او را دارد.او به انجا ميرود و با هم مسابقه تيراندازي برگزار ميكنند بعد از اين مسابقه فانتزي كيم يانگ از گونگ بوك ميخواهد كه با قدرت و ثروتي كه دارد از وي حمايت كند ولي گونگ بوك ميگويد كه خودش را درگير سياست نخواهد كرد سپس با كنايه به وي ميگويد كه اگر حامي ميخواهد به سراغ بانو جمي برود كه با اهداف او همخواني دارد

ارباب جو به گونگ بوك ميگويد كه ديگر وقت تشكيل خانواده است و نبايد بيشتر از اين چاريونگ را منتظر بگذارد. گونگ بوك در ساحل ايستاده است كه جانگ هوا به ديدار او مي ايد و ميگويد كه خوشحال است كه مدتها پيش احساسش را به وي كنار گذاشته زيرا اكنون وقتي است كه گونگ بوك كمكي براي مردم گرسنه چانگ هي و مردم ستمديده شيلا باشد.در اردوگاه كار يوم مون به سختي كار ميكند او بخاطر كتكي كه از فرمانده انجا ميخورد عصباني ميشود و اورا ميزند كه اين باعث ميشود او را كتك بزنند وبه جايي ببندند. اوضاع او بسيار خراب است كه در اين حال فرمانده كيم يانگ او را ميبيند. ماجراهايي ديگر در راه است .... 

 

 

زحمت کش بیچاره الکساندر در 19:54 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 1387/01/28

خلاصه قسمت ۳7سریال امپراطور دريا!

سلام عزيزان  خلاصه قسمت سي و هفتم امپراطور دريا را تقديمتان ميكنم.

                                                                 

باك كيونگ و دزدان دريايي كه با نقشه يوم مون وارد گروه گونگ بوك شده بودند افسران امنيتي را ميكشند و فرار ميكنند از اين طرف دزدان دريايي منتظر علامت باك كيونگ هستند تا حمله را آغاز كنند.در ساحل يون  با سون جانگ و پدرش در حال قدم زدن هستند كه اجساد را ميبينند و يون سريع موضوع را به گونگ بوك اطلاع ميدهد

                                                                 

در اين حين خبر ميرسد كه دزدان فرار كرده به مركز چانگ هي حمله كردند و خود را مسلح نمودند اما در آخرين لحظات گونگ بوك و افراد سر ميرسند و اكثر افراد را ميكشند يون يا باك كيونگ درگير ميشود و او را زخمي ميكند ولي او فرار ميكند يوم مون به فكر ارباب لي است

                                                                 

دزدان دريايي به سركردگي يوم مون در ساحل منتظر علامت باك كيونگ هستند ولي گونگ بوك و افرادش كه با دستگيري چند نفر محل اعلام علامت را فهميده بودند خودشان علامت را كه يك تير آتشين است شليك ميكنند تا يوم مون وافرادش گول بخورند وبه ساحل بيايند آنها سرانجام درگير ميشوند و دقيقا بلايي كه دفعه پيش بر سر افراد گونگ بوك آمد اينبار بر سر افراد يوم مون مي آيد و او مجبور ميشود فرار كند.او بسيار عصباني ميشود

                                                                

افراد گونگ بوك محموله اي از تيرهاي دولتي از دزدان پيدا ميكنند كه اين باعث ميشود به شك بيافتند كه اين تيرها چگونه بدست دزدان دريايي رسيده آنها به بانو جمي شك ميكنند.از اين طرف فرماندار جديد موجينجو گونگ بوك را احظار ميكند و آنها به ديدار او ميروند در اين ديدار ماجراي تيرهاي دولتي كه دزدان استفاده كردند را به او ميگويد و ميخواهد كه وي درباره اين موضوع تحقيق كند و از كارهاي بانو جمي نيز ميگويد آنها در حال بازگشت هستند كه با بانو جمي روبرو ميشوند

                                                                


بانو جمي به ديدار فرماندار موجينجو ميرود كه هديه اي نقدي به وي به خاطر فرمانده شدن بدهد ولي او قبول نميكند در عوض تيرهاي دولتي را نشانش ميدهد كه بانو جمي با ديدنش جا ميخورد ولي بروي خودش نمي آورد.بانو جمي از جانگ دال ميخواهد براي اثبات وفاداريش به او سريعا نامه اي را براي يوم مون ببرد.او نيز اين نامه را به يوم مون ميرساند

                                                              

يوم مون به ديدار بانو جمي ميرود اما در دام آنها گير ميكند و او و رييس جانگ دستگير ميشوند وپيش بانو جمي ميروند .بانو جمي براي اهدافي كه در سر دارد ايندو را تسليم فرماندار موجينجو ميكند.فرماندار دستور ميدهد آنها را به پايتخت بفرستند ولي نقشه بانو جمي بسيار زيركانست افراد او به كاروان حامل ايندو حمله ميكنند و آندو را نجات ميدهند

                                                              

 اين قضيه باعث ميشود كه فرماندار ناچارا با بانو جمي از در صلح در بيايد زيرا اگر بانو جمي قضيه را به پايتخت بگويد فرماندار در دردسر بزرگي خواهد افتاد .فماندار موجينجو نامه اي به گونگ بوك ميفرستد وميگويد كه مدركي دال بر همدستي بانو جمي با دزدان دريايي پيدا نكرده است. از اين طرف به گونگ بوك خبر ميرسد مخفيگاه يوم مون پيدا شده است

                                                             

گونگ بوك و افرادش يوم مون را در آن جزيره ميينند و گونگ بوك نقشه اي براي حمله به آنها ميكشد.كشتي گونگ بوك به عنوان دام پيش ميرود و كشتي يوم مون آنها را تعقيب ميكند.آنها به سمت آبهاي سوچانگ عقب نشيني ميكنند و يوم مون نيز آنه را تعقيب ميكند آنها سرانجام با استفاده از تاريكي شب به كشتي يوم مون حمله ميكنند .رييس موچانگ در نبردي رييس جانگ را دستگير ميكند يون در نبردي باك كيونگ را شكست ميدهد و سرانجام گونگ بوك در نبرد آخر يوم مون را شكست ميدهد و اسيرش ميكند....

                                                    

زحمت کش بیچاره الکساندر در 19:50 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 1387/01/18

خلاصه قسمت ۳۶ امپراطور دریا !!!!

سلام دوستان عزيزم خلاصه قسمت سي و ششم امپراطور دريا را تقديم ميكنم.

                                                                

گونگ بوك و افرادش تصميم ميگيرند در يكي از سواحل جزيره پياده شوند و سپس با پياده روي به كشتي ارباب لي برسند.از اين طرف ارباب لي كه عدم حضور طولاني يوم مون نگرانش كرده توسط يكي از دزدان متوجه ميشود كه يوم مون براي تامين غذا براي افراد با يك كشتي عازم شده همچنين رييس جانگ را هم با خود برده است.گونگ بوك با اسيري يكي از دزدان متوجه ميشود كه يوم مون از جزيره رفته اما دستور ميدهد كه براي حمله شب هنگام به كشتي ارباب لي آماده باشند

                                                                

يوم مون وافرادش براي تامين مايحتاج غذايي به جزيره باريونگ حمله ميكنند و شروع به كشتار مردم و سربازان ميكنند در اين فرصت جانگ دال وخدمتكارش از فرصت استفاده ميكنند و همانطور كه از قبل قرار گذاشته بودند فرار ميكنند  از اين طرف هنگام شب گونگ بوك و افرادش حمله به شكتي ارباب لي را آغاز ميكنند و با حمله اي سريع با كشتن گارد محافظ وسربازان وارد اتاق ارباب لي ميشوند.او از ديدن گونگ بوك شوكه ميشود ولي نتيجه صحبتهاي آنها اين ميشود كه گونگ بوك با يك ضربه ارباب لي را ميكشد

                                                                 

گونگ بوك دستور ميدهد كه افراد به جسد ارباب لي كاري نداشته باشند تا يوم مون كه برگشت جسد اربابش را ببيند زيرا عصبانيت او با ديدن جسد اربابش در جنگ با او به نفع آنهاست .گونگ بوك دستور بازگشت به چانگ هي را ميدهد از اين طرف يوم مون كه ذخاير غذايي را جمع كرده و به جزيره بازگشته بود با ديدن جسد ارباب لي اشكانش سرازير ميشود

                                                               

جانگ دال نزد بانو جمي ميرود و از او درخواست ميكند كه او را به عنوان خدمتكار خودش بپذيرد او موضوع مرگ ارباب لي را به بانو جمي ميگويد سرانجام بانو جمي او را قبول ميكند و ميگويد كه براي اثبات وفاداري يك شانس به او ميدهد لرد كيم ووجينگ نيز با شنيدن خبر مرگ ارباب لي توسط گونگ بوك براي ديدن او به چانگ هي ميرود از اين طرف دزدان دريايي جسد ارباب لي را در مراسمي ميسوزانند

                                                              

 
اما از اين قسمت شخصيت جديدي به مجموعه اضافه ميشود .كيم يانگ كه فرد جاه طلبي است به عنوان فرماندار جديد موجينجو به آنجا مي آيد و پست فرمانداري را برعهده ميگيرد او دقيقا تمام كارهايي كه فرماندار موجينجو  با حمايت بانو جمي كرده را به او ميگويد و سپس ميگويد قصد داشت كارهاي او را گزارش كند ولي به احترام فرمانده بودنش از آن ميگذرد بانو جمي به ديدار فرماندار جديد مي آيد

                                                             

اما فرماندار او را  به حضور نميپذيرد .فرماندار جديد براي تشكر از لرد كيم ووجينگ به چانگ هي ميرود ولي لرد كيم با او سرد برخورد ميكند  وبه جانگ هوا درباره علتش ميگويد كه او بازمانده يكي از افرادي است كه قصد برانداختن حكومت را داشتند ولي پدر لرد كيم ووجينگ او را نجات داد و او ياد گرفت كه چگونه با اين شرايط زنده بماند .لرد كيم اشاره ميكند كه دوست ندارد او نزديكش باشد

                                                            

يوم مون براي ديدار بانو جمي ميرود و به او ميگويد كه احتياج به كمكش دارد و اگر او كمكش نكند بد خواهيد ديد و او را با خودش نابود ميكند !بانو جمي نيز  بعد از فكر قبول ميكند يكي از روساي دزدان دريايي ب اافرادش تسليم گونگ بوك ميشود زيرا گونگ بوك دزداني كه خودشان تسليم شوند را نميكشد .يون هاجين را در جاي خلوتي ملاقات ميكند و ميگويد كه دلش براي او تنگ شده است و بعد... در آغوشش ميگيرد ! گونگ بوك و رييس موچانگ آنها را ميبينند ولي چيزي نميگويند و به اين نتيجه ميرسند كه براي اين دو عاشق ومعشوق هم كه شده بايد زودتر دزدان دريايي را سركوب كنند تا آنها به خواسته قلبيشان برسند

                                                            

يوم مون نقشه اي براي نفوذ به مقر گونگ بوك ميكشد او جوان زيردستش را با گروهي براي تسليم شدن به چانگ هي ميفرستد وسر يكي از روسا را هم به او ميدهد تا باعث جلب اعتماد گونگ بوك شود آنها به چانگ هي رفتند وبا اين حربه توانستند وارد گروه گونگ بوك شوند.يوم مون نيز با افرادش بسوي چانگ هي مي آيد افراد تسليم شده در يك لحظه در بندر افسران امنيتي را ميكشند و بندر براي ورود يوم مون آماده ميشود.يوم مون نيز از راه ميرسد ....

                                                   

                                                     

                                                       

                                                         

  

زحمت کش بیچاره الکساندر در 22:58 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 1387/01/13

کلیپ يانگوم lee young ae در سريال fireworks

سلام دوستان براي امروز كليپي از lee young ae در سريال fireworks دارم در اين كليپ جالب lee young ae به زبان تايلندي صحبت ميكند كه جالب است.

كليپ يانگوم lee young ae در سريال fireworks
سايز كليپ:1.93 مگابايت
فرمت كليپ:flv
برنامه مورد نياز براي اجرا: flv player    (یا برنامه های قدرتمند مانند km player )

کلیپ یانگوم lee young ae در سريال fireworks

زحمت کش بیچاره الکساندر در 12:38 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 1387/01/06

خلاصه قسمت ۳۵سریال امپراطور دريا!

سلام عزيزان با خلاصه قسمت سي و پنجم امپراطور دريا در خدمت شما هستم. 

                                                                            
بانو جمي در بازار چانگ هي با افرادش قدم ميزند و به افسر محافظانش ميگويد كه تمام فعاليتهاي بازرگاني او را از بندر دوكجين به چانگ هي منتقل كند.در چانگ هي يك ميخانه بزند و مغازه ها را برپا كند او همچنان در حال قدم زدن است كه متوجه ميشود يك كشتي از پايتخت به بندر وارد شده بعد از لحظاتي با تعجب گونگ بوك ولرد كيم ووجينگ را ميبيند كه از كشتي پياده ميشوند آنها بعد از لحظاتي رودرروي هم قرار ميگيرند بانو جمي هم متوجه ميشود كه رها شدن از دست گونگ بوك به همين راحتي نيست

                                                             

گونگ بوك به مقر افرادش برميگردد و مورد استقبال قرار ميگيرد اما با ديدن يون كه زخمي شده متوجه حمله يوم مون ودزدان دريايي به افرادشان ميشود او به يون ورييس موچانگ ميگويد كه حمايت كامل پادشاه را براي سركوب دزدان دريايي در اختيار دارند.خبر بازگشت گونگ بوك و لرد كيم ووجينگ به جانگ هوا كه در موجينجو ميباشد ميرسد و او بسيار خوشحال ميشود

                                                             

ماهيگيران چانگ هي بخاطر انتقام گرفتن از دزدان دريايي براي خانواده از دست داده اشان به مقر گونگ بوك مي آيند تا او آنها را براي نبرد بپذيرد گونگ بوك با بياد افتادن لحظاتي كه مادرش توسط دزدان دريايي دزديده شد و توصيه رييس موچانگ آنها را ميپذيرد بانو جمي بوسيله افسر محافظانش سريعا خبر اختيارات كامل گونگ بوك براي سركوبي دزدان دريايي را به رييس دزدان ارباب لي ميرساند از اين طرف رييس جانگ خبر ميدهد كه فرمانده موچان و افرادش تسليم گونگ بوك شده اند و فرماندهان مختلف جزاير از او ترسيده اند

                                                             

ارباب لي دستور عقب نشيني از جزيره سوچانگ را ميدهد از اين طرف گونگ بوك وافرادش براي انتقام افراد از دست داده اشان عازم نبرد با دزدان دريايي جزيره سوچانگ ميشوند ارباب لي موضوع را به فرماندهان مختلف جزاير ميگويد آنها آماده عقب نشيني هستند كه خبر ميرسد گونگ بوك به جزيره حمله كرده است ارباب لي سريعا مردان دونگ چان را براي اينكه آنها را معطل كنند ميفرستد و براي فرار از جزره سريعا اقدام ميكنند آنها سرانجام جزيره را تصرف ميكنند گونگ بوك دستور ميدهد كه جزاير اطراف را براي پيدا كردن يوم مون بگردند

                                                           

جانگ دال در حال عقب نشيني به اينكه آنها دائما از جزيره اي به جزيره ديگر ميروند خسته شده و بعد اشاره ميكند كه آنها ترسو هستند اين حرف را ارباب لي ميشنود و دستور ميدهد گروهي از مردان به فرماندهي جانگ دال براي دفاع از جزيره جيچو باقي بمانند ! افراد گونگ بوك سرانجام به آن جزيره ميرسند و تمام افراد او را ميكشند جانگ دال نيز فرار ميكند !

                                                           

گونگ بوك دستور ميدهد كه مسير دريايي بين جانسونگ و مانگيوم كاملا بسته شود وتحت محافظت قرار گيرد زيرا دزدان دريايي بخاطر منابع آب غذايي محدود كه زود تمام ميشود مجبور ميشوند كه خودشان را نشان دهند از طرفي سعي خواهند كرد كه با بانو جمي تماس بگيرند كه اين باعث خواهد شد سرانجام آنها  را پيدا كنند.لرد ووجينگ براي صحبت با بانو جمي به خانه اش ميرود .او در آنجا به بانو جمي هشدار ميدهد كه ميداند او با ارباب لي تباني كرده است واز اين ببعد تمام حركات او را زير نظر دارد بنابراين بايد مواظب حركاتش باشد ضمنا فرماندار موجينجو (برادر جانگ هوا )را از كار بركنار خواهد كرد

                                                           

لرد كيم ووجينگ موضوع عزل فرماندار موجينجو را به جانگ هوا ميگويد جانگ هوا نيز فرصتي براي برادرش ميگيرد كه خود او استعفا دهد نه اينكه عزل شود.از اين طرف يك ماهي از آخرين باري كه دزدان دريايي ديده شدند ميگذرد وهمچنان خبري از آنها نيست گونگ بوك به يو ن ميگويد كه خودش  براي تحت نظر داشتن خانه بانو جمي به موجينجو برود .ذخيره غذايي دزدان دريايي در حال تمام شدن ميباشد و بدستور ارباب لي رييس جانگ براي كمك گرفتن از بانو جمي پيش او ميرود.اين باعث ميشود يون و افرادي كه آنجا كمين كرده بودند او را ببينند

                                                           

رييس جانگ از بانو جمي كمك ميخواهد اما بانو جمي قبول نميكند و بيگويد كه تحت نظر است ونميتواند اينكار را انجام دهد رييس جانگ در حال بازگشت است كه يون وافرادش راهش را ميبندند يون با رييس جانگ درگير ميشود و سرانجام او را دستگير ميكند آنها سعي ميكنند با شكنجه از او حرف بكشند اما او حرفي نميزند رييس موچانگ قصد دارد او را بكشد كه گونگ بوك نقشه زيركانه اي ميكشد

                                                           

او ميگويد كه وقتي او ويون در كودكي كشتي دزدان را تعمير كردند و پدرش به اين خاطر مرد آنها را در جزيره اي بي آب وعلف رها كردند تا بميرند آنها نيز اينكار را خواهند كردتا او آهسته بميرد .اين نقشه زيركانه گونگ بوك براي اين بود كه چون ميدانست كه رييس جانگ يك دزد دريايي كاركشته است وميداند كه چطوري بايد خودش را از آن جزيره نجات دهد اين باعث ميشود كه بعد از رهايي از جزيره پيش ارباب لي برود و همين باعث خواهد شد آنها مقر ارباب لي را پيدا كنند. آنها رييس جانگ را درجزيره باكيل رها ميكنند

                                                           

رييس جانگ بعد از مدتي خودش را به آب ميزند و مشغول شنا كردن ميشود او تا جزيره اي ديگر شنا ميكند گونگ بوك وافرادش هم قدم به قدم تعقيبش ميكنند.آنها قايقي را در آن جزيره ميگذارند تا او زودتر برسد. سرانجام رييس جانگ به مخفيگاه ارباب لي ميرسد مقر آنها كه شناسايي شد گونگ بوك دستور ميدهد افسران امنيتي آماده حركت به جزيره شوند از اين طرف يوم مون بدون اينكه به ارباب لي بگويد يك كشتي را برميدارد تا  محاصره گونگ بوك را بشكند واين باعث ميشود از جزيره برود افراد گونگ بوك نيز به جزيره ميرسند

           
                                                      

زحمت کش بیچاره الکساندر در 18:19 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 1386/12/29

خلاصه قسمت ۳۴ سریال امپراطور دريا!

سلام عزيزان خلاصه قسمت سي و چهارم امپراطور دريا را تقدیمتان میکنم.  

                                                              

جانگ هوا به گونگ بوك توضيح ميدهد كه لرد كيم ووجينگ به اتهام تباني با دزدان دريايي و همچنين بخاطر اینکه به  گونگ بوک  اجازه ورود به شيلا را داده است هم اكنون در شهر سلطنتي ميباشد و اگر گونگ بوك به شهر سلطنتي نرفته بود او نيز دستگير ميشد گونگ بوك تصميم ميگيرد كه به شهر سلطنتي برود و حقيقت را آشكار كند

                                                              

بانو جمي به ملاقات ارباب لي ميرود و به وي ميگويد كه به او كمك خواهد كرد تا وارد شهر سلطنتي شود و به چيزي كه ميخواهد دست پيدا كند در عوض ارباب لي بايد به او كمك كند تا مركز تجارت خودشان را در چانگ هي برپا كنند زيرا چانگ هي مكان بسيار مهمي براي تجارت بين چين و ژاپن ميباشد

                                                              

جانگ هوا از تصميم گونگ بوك براي بازگشت به شيلا آگاه ميشود وبه ديدار او ميرود كه منصرفش كند اما گونگ بوك ميگويد كه اتهام تباني به آنها توهيني است به آنهايي كه براي سركوبي دزدان دريايي جان خود را از دست دادند به اين خاطر او به شيلا خواهد رفت تا بي گناهي خودش و لرد كيم ووجينگ را اثبات كند چاريونگ در راه سفر شيلا خاكستر ارباب سول را در اين مسير پراكنده ميكند

                                                             

بانو جمي در ملاقاتي مهم ارباب لي را با بازرس كل آشنا ميكند در اين ميان فرماندار موجينجو ميرسد و وقتي ميفهمد كه بانو جمي مهمانهاي مهمي دارد و نميتواند داخل شود به افسر محافظان بانو جمي ميگويد كه شنيده گونگ بوك به چانگ هي برگشته است و او براي اينكه گونگ بوك را به شهر سلطنتي ببرد به آنجا خواهد رفت

                                                             

آنها گونگ بوك را دستگير ميكنند و به شهر سلطنتي ميبرند.از اينطرف رييس موچانگ تصميم ميگيرد كه آنها با كشتن ارباب لي به گونگ بوك براي آزادي كمك كنند براي اينكار گروه سه نفره آنها براي شناسايي به جزيره سوچانگ ميرود و بعد از فهميدن موقعيت و تعداد سربازان آنها به چانگ هي برميگردند و متوجه ميشوند كه با اين وضعيت نميتوانند به آنجا حمله كنند از اين طرف گونگ بوك نيز توسط وزير جنگ مورد بازرسي قرار ميگيرد و شكنجه ميشود

                                                             

شكنجه هاي گونگ بوك همچنان ادامه دارد و آنها به هر شكلي سعي ميكنند كه از گونگ بوك اعتراف بگيرند.از اين طرف ارباب لي دستور ميدهد كه نيروها براي حمله به چانگ هي آماده شوند تا با يورش به افراد باقي مانده گونگ بوك كه در منزل بازداشت هستند و مسلح هم نيستند همه آنها را به قتل برسانند.آنها شب هنگام حمله خود را آغاز ميكنند

                                                            


اين خبر به افراد گونگ بوك كه در بازداشت هستند ميرسد و از فرمانده ميخواهند كه اجازه دهد مسلح شوند تا از چانگ هي محافظت كنند سرانجام او قبول ميكند و افراد مسلح ميشوند .آنها به دزدان دريايي حمله ميكنند نبرد سختي در ميگيرد در لحظه اي از اين نبرد يون و يوم مون با هم مبارزه ميكنند كه سرانجام يون توسط يوم مون زخمي ميشود ولي هاجين و رييس موچانگ به كمك او ميشتابند

                                                           

اين نبرد به پايان ميرسد وحدودا صد نفر از افراد گونگ بوك كشته ميشوند.ارباب لي و افرادش بخاطر اين موفقيت جشن ميگيرند اما از اينطرف گونگ بوك وقتي بيدار ميشود خودش را در تختخواب ميبيند و كنارش لرد كيم ووجينگ. او به گونگ بوك ميگويد كه آنها نتوانستند موفق شوند و گونگ بوك با تحمل شكنجه بيگناهي آنها را ثابت كرد سپس ميگويد كه او آماده شود كه اعليحضرت ميخواهد او را ببيند.گونگ بوك به ديدار اعليحضرت ميرود ونتيجه اين ديدار اين ميشود كه اعليحضرت اختيار تام به گونگ بوك براي سركوبي دزدان دريايي ميدهد ... 

                                                       
 

زحمت کش بیچاره الکساندر در 23:0 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 1386/12/22

خلاصه قسمت ۳۳ سریال امپراتور دریا

سلام عزیزان سال نو رو به شما تبریک میگم، با خلاصه ی قسمت ۳۳ سریال امپراطور دریا در خدمت شما هستم.

                                                                 

اصابت تير جانگ دال به ارباب سول باعث وخامت بي اندازه حال ارباب سول ميشود .گونگ بوك پزشكي را به بالين او مي آورد ولي پزشك تمام كارهايي كه ميتواند براي او انجام ميدهد و ميگويد كه ديگر كاري نميتواند برايش انجام دهد گونگ بوك نيز دستور ميدهد كه افسران و ماموران امنيتي براي حمله به جزيره جين وول آماده شوند تا گونگ بوك سر يو م مون و ارباب لي را براي ارباب سول بياورد

                                                                

آنها به جزيره ميروند ولي دزدان دريایي آنجا را ترك كرده بودند ارباب لي اين خبر را ميشوند ودستور ميدهد كه آنها به جزيره سوچانگ بروند تا تجديد قوا كنند و فعلا به هيچ كشتي حمله نكنند.در اين ميان به گونگ بوك ميگويند كه ارباب سول بهوش آمده است ارباب سول از چاريونگ ميخواهد كه گونگ بوك به يانگزو برگردد تا تجديد قوا كند

                                                               

سرانجام نقشه بانو جمي اجرا ميشود و فرماندار موجينجو  لرد كيم ووجينگ  را به اتهام دستور ورود مسلحانه گونگ بوك به موجينجو و تباني دستگير ميكند از اينطرف هم براي بردن گونگ بوك ميروند كه متوجه ميشوند گونگ بوك و افرادش در حال بازگشت به يانگزو هستند ارباب لي به يوم مون ميگويد كه به كشتي گونگ بوك حمله كند ولي يوم مون قبول نميكند

                                                              

ارباب سول در لحظات آخر زندگيش به گونگ بوك ميگويد كه او بايد بعد از مرگ او فرمانده گروه شود واو را به خواسته هايش برساند او بايد بزرگترين تاجر شود و همچنين مواظبت از چاريونگ را بر عهده بگيرد .گونگ بوك بياد لحظات گذشته با ارباب سول ميافتد

                                                             

افسر محافظان بانو جمي توسط جانگ دال متوجه ميشود كه پادگانهايي كه ارباب لي دائما بين آنها جابجا ميشود بين كدام جزاير ميباشد يوم مون كه پنهاني به منزل بانو جمي رفته بود متوجه ميشود كه بانو جمي قصد دارد كه از سفر جانگ هوا به يانگزو جلوگيري كند

                                                             

افراد بانو جمي به گروه حامل جانگ هوا حمله ميكنند اما يوم مون  به كمك آنها ميرود و فراريشان ميدهد اما جانگ هوا او را صدا ميزند و با او صحبت ميكند و سرانجام به او ميگويد كه هيچ وقت ديگر نميخواهد او را ببيند.در يانگزو افراد جديدي به گروه گونگ بوك براي تقويت اضافه ميشوند ولي ناگهان به گونگ بوك خبر ميرسد حال ارباب سول بشدت خراب شده است ارباب سول در آخرين صحبت قبل از مرگش به گونگ بوك ميگويد كه خاكسترش را در مسير دريايي بين شيلا تا چين پراكنده كنند به چاريونگ نيز ميگويد كه متاسف است كه او را تنها ميگذارد و بعد جان ميسپارد اشكهاي چاريونگ يگانه دختر او ....

                                                            

خبر به افراد ميرسد و آنها ناتوان بر روي زمين مينشينند مراسمي براي ارباب سول برگزار ميشود و جسدش سوزانده ميشود.گونگ بوك به عنوان جانشين ارباب سول با افراد صحبت ميكند و ميگويد كه او پايگاهشان را در چانگ هي خواهد ساخت دزدان دريايي را نابود خواهند كرد و تجارت با ژاپن را آغاز خواهند كرد .گونگ بوك در  ساحل به چاریونگ میگوید که قصد دارد خواسته ارباب سول را انجام دهد و با او ازدواج کند چاریونگ میگوید که او دوست دارد که واقعا در قلبش باشد در حالی که او اکنون در قلبش نیست و به انتظار آن روز مینشیند گونگ بوک و چاریونگ به منزل برمیگردند كه خبر ميرسد جانگ هوا براي ديدن او به آنجا آمده است....    
 

                                                           

زحمت کش بیچاره الکساندر در 21:33 |  لینک ثابت   •